چرا رژیم غذایی موثر نیست

دکتر علی مرادی 343 : تعداد بازدید

می دانیم که رایج ترین انحراف از تعادل حیاتب در غذا خوردن-لااقل در میان انسان ها- چاقی است که در فرهنگ مردم آمریکا رواج دارد. تقریبا 25 درصد آمریکایی ها چاق هستند به این معنا که وزن آن ها 30 درصد و بیشتر بیش از وزن مناسب بدنشان است.

متاسفانه بیشتر کسانی که رژیم لاغری  در پیش می گیرند، موفق به کم کردن وزن خود نمی شوندو آن هایی هم که موفق می شوند، وزن کم کنند مجددا بعد از گذر زمان اندکی به وزن سابق خود باز می گردند.این وضعیت ظاهرا تا حدودی ریشه در دو واکنش شدید آدمی به محرومیت غذا (رژیم لاغری) دارد. نخستین واکنش این است که خود محرومیت غذایی ممکن است بعدا به پرخوری بیانجامد. در بعضی از آزمایش ها، موش هایی را ابتدا به مدت چهار روز از غذای کافی محروم کردند، سپس آن هار را آزاد گذاشتند تا غذا بخورند که به وزن عادی بازگردند، در این آزمایش موش های محروم بیش از موش های گروه گواه که سابقه ی محرومیت نداشتند غذا خوردند، بنابراین محرومیت قبلی موجب پرخوری بعدی می شود، حتی پس از جبران وزن ناشی از محرومیت غذا(کاسینا و دیکسون1983) .

واکنش دوم این است که محرومیت غذایی میزان سوخت و ساز را کم می کند.  همانطور که می دانیم هر چه میزان سوخت ساز کمتر باشد میزان کالری مصرفی کمتر می شود، بر وزن فرد افزوده می شود. در نتیجه کبود کالری ناشی از رژیم غذایی تا حدی با این فرایند جبران می شود و رسیدن به هدف برای افرادی که رژیم لاغری و قصد کاهش وزن داردند کم می شود. این دو فرایند یعنی کاهش سوخت و ساز بدن و پرخوری دوره ای از دیدگاه روانشناسی کاملی کاملا قابل توجیه است.

همانطور که گفته شد یکی از محدودیت ها پرخوری بعد از دوره ی رژیم غذایی یکی از موانع افراد است یک نظریه ارزشمند در این مورد وجود دراد که معتقد است کنار گذاشتن محدودیت های آگاهانه باعث دوره ی پرخوری می شود در واقع فرد چاق بعد از دو روز رژیم غذایی در روز سوم که محدودیت غذایی برداشته می شود، به شدت پرخوری می کند چون برنامه ی لاغری نوعی محدودیت آگاهانه بوده است کنار گذاشتن این محدودیت باعث افزایش مصرف کالری می شود.

یکی از عوامل دیگری که باعث پرخوری می شود برانگیختگی هیجانی است، اغلب افراد چاق می گویند زمانی که احساس اضطراب یا تنش می کنند،بیشتر غذا می خورند، حال آن که افرادی که وزن متوسیطی دارند هنگام کم اضطرابی زیاد غذا می خورند(مک کنا1972).پژوهش های دیگر نشان داده اند که ظاهرا هر نوع بر انگیختگی هیجانی، مصرف غذای بعضی از افراد چاق را افزایش می دهد. در پژوهشی که به افراد چاق 4 فیلم نشان دادند  که سه فیلم اول بار هیجانی داشت و فیل آخر بار هیجانی خنثی داشت.پس از آن به افراد بیسکوئیت داده اند نشان داد که افراد پس از فیلم های هیجانی میزان بیشتری غذا می خورند نسبت به فیلمی که بار هیجانی کمتری دارد. در حیوانات هم میزان غذا خوردن تحت تاثیر محرک های هیجانی زیادی است و گویا تحریک هیجانی باعث می شود مدار های مغزی غذا خوردن بیشتر فعال شوند(رولند و وانتلمن 1976).

 

حال نقش روانشناسی در کجای این طیف وجود دارد و در عین حال بهشیاری در کجای این طیف است؟

 

دیدیم که غذا خوردن به میزان زییادی تحت تاثیر فضای هیجانی فرد است و مسئله ی کنترل هیجانی و تنظیم هیجانی بسیار حائز اهمیت است . می دانیم که تنظیم هیجیانی یک از عوامل بسایر مهم در کنترل و درمان بسیاری از اختلالات روانی است ،می توان با کنترل هیجانی در مرتبه ی اول به افراد آموزش داد که در ابتدا از اینکه وارد فاز هیجانی غذا خوردن باشد پیشگیری کرد و از سوی دیگر فرد با آگاهی از حالت هیجانب می تواند شرایط را درک کند و از پرخوری خود در این شرایط جلوگیری کند.

یکی از تمرینات بهشیارانه غذا خورن بهشیارانه است در این تمرین تلاش می شود به فرد آموزش داده شود که آگاه باشد و زمانی که در حال میل کردن غذا است فقط به همین زمان و فعالیت الان فکر کند نه به گذشته با فعالیت های دیگر در واقع تلاش می شود در طیف هدف اصلی  بهشیاری که آگاه بودن از اکنون است از چیزی که فرد دارد میخورد آگاه باشد و این آگاهی باعث می شود که فرد نسبت به ؤژیم غذایی خود اگاه باشد و همچنین وارد دوره های پرخوری نشود. طعمش را بچشد بوی غذا را حساس کند و بداند و احساس کند غذا خوردن را نه فقط به صورت اتوماتیک وار غذا بخورد ، این عمل باعث می شود که فرد آگاهانه غذا بخورد و به سمت رژیم غذایی سالم سوق پیدا کند.

در مقالات بعدی به صورت تخصصی تر به بحث غذا خوردن بهشیارانه پرداخته خواهد شد.




نقش روانشناسان در کنترل وزن

نقش روانشناسان در کنترل وزن


rating
  نظرات

نظری وجود ندارد.

نام
ایمیل
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی
وارد نمودن کد