توجه و تمرکز

دکتر علی مرادی 670 : تعداد بازدید

توجه

توجه یعنی توانایی انتخاب برخی از اطلاعات برای بررسی مفصل تر و نادیده گرفتن اطلاعات دیگر، به طور ضمنی منظور می شود. برای این که یک موقعیت یا یک شی را شناسایی کنیم باید به یک بخش خاصی از از آن توجه کنیم برای مثال برای شناسایی مسیر حرکت هواپیما باید به خط سیرش توجه کنیم.

توجه مستلزم انتخاب است.بیشتر اوقات با سیل زیادی از محرک ها روبرو هستیم که فقط بخشی از آن ها را مورد توجه قرار می دهیم، همین الان که شما در حال مطالعه ی این مطلب هستید محرک های مختلفی قبیل صدا، بو، و... بر شما وارد می شودُ،لحظه ای چشم هایتان را ببندید و به محرک های مختلفی که بر شما وارد می شود توجه کنید،متوجه می شوید که تا اکنون اصلا این محرک ها را درک نکرده بودید؛زیرا آن ها را برای بازشناسی انتخاب نکرده بودید.این فرایند را گزینش انتخابی می گویند.

توجه انتخابی:

توجه انتخابی در واقع متمرکز کردن حواسمان برای مدت زمان مشخصی بر یکی از محرک های ارائه شده و نادیده گرفتن سایر محرک ها ارئه شده است. روانشناسان همیشه بر توجه به عنوان یک عنصر مهم در یادگیری تاکید داشته اند در واقع یادگیری، توجه و حافظه عناصرجدا نشدنی از هم هستند، این سه عنصر کاملا به یک دیگر وابسته هستند و هر یک از این اجزا به صورت زنجیره ای با یک دیگر در ارتباط هستند و با هم عمل می کنند و نبود هر یک از این زنجیره باعث بیهوده بودن این مجموعه می شود. اولین حلقه از این زنجیره  توجه انتخابی است همانگونه که گفته شد، توجه انتخابی تمرکز بر یک محرک و نادیده گرفتن سایر محرک ها است، زمانی که فرد بر یک محرک توجه میکند و در واقع اولین قدم در ثبت و یادگیری آن اتفاق می افتد بعد از این مرجله یک سرس فعالیت های از پیش تعیین شده مثل تمرین و .. صورت می گیرد که محرکی انتخاب شده است در حافظه قرار گیرد.

همانطور که قبلا گفته شد عنصر اصلی بهشیاری متمرکز کردن توجه بر خودمان است .یعنی در واقع فرد باید دست به یک توجه انتخابی بزند و سایر محرک ها را نادیده بگیرد و بر خودش توجه کند و خود را احساس کند.حال زمانی که فرد وارد تمرینات بهشیاری می شود متوجه می شود که در طی تمرینات مختلف به شدت توجه یا به اصطلاح حواسش به محیط های و افکاری جدا تر از زمان حال می رود و در اینجاست که فرد میفهمد توجه کردن بسیار دشوارد است در واقع زمانی که می خواهیم آگاهانه توجه کنیم کار به مشکل می خورد. در تمرینات بهشیاری متوجه می شویم که افراد شکایت می کنند که حواس یا فکرم به جایی میرود و سپس با تلاش آن را بر میگرداندم این نقل قول در واقع بیان کننده اسن مسئله است که شما بر مسئله حال حاضر کاملا آگاه بوده اید و متوجه شده اید که توجه تان رفته و حال تلاش کرده اید این توجه را به صورت بهشیارانه برگردانید حال سئوال اساسی اینجاست که این تمرینات بهشیاری با وجود این شکایت ها چگونه باعث افزیاش آگاهی فرد از خود یا به اصطلاح بهشیار شدن فرد می شوند باید در اینجا این نکته را گوش زد کرد که اگر شما بین توجه آگاهانه بر خود و فرار کردن این توجه در هنگام تمرینات یک بازو را تصور کنید که هر  رفتن حواس و یک بار بازگرداندن آن یک رشته ی ماهیچه ای به آن اضافه می کند در حین تمرینات بهشیارانه هر بار که این رفت آمد اتفاق می افتاد این ماهیچه قوی تر می شود و میزان تمرکز بر خود افزایش میابد .

در واقع در ظاهر متوجه می شوید که توجه بن اساسی بهشیاری می باشد، اما چیزی فراتر از توجه، مسئله اساسی بهشیاری می باشد و آن آگاهی است. زمانی که فرد نسبت به خود آگاهی دارد و به اصطلاح بهشیار است می تواند متوجه بشود که توجه او به کجا می رود و چه زمانی می رود و آن را کنترل کند در واقع تمرینات بهشیاری تلاش می کند که آگاهی یا خودآگاهی فرد را گسترش دهد نه فقط قدرت تمرکز کردن را در واقع می توان گفت کلید اساسی بهشیاری و بهشیار بودن آگاه بودن است .




کاربرد مراقبه ی معنوی

کاربرد مراقبه ی معنوی

مراقبه و بهشیاری

مراقبه و بهشیاری


rating
  نظرات

نظری وجود ندارد.

نام
ایمیل
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی
وارد نمودن کد