وسواس فکری-عملی (OCD)

دکتر علی مرادی 789 : تعداد بازدید

اختلال وسواسی-جبری

خانم الف آموزگار 30 ساله ای است که از 5 سال پیش به طور مکرر کارنامه ها را وارسی می کند، مرتب مسیری را که با ماشین خود پیموده مجددا می پیماید و افکار مداومی درباره ی صدمه قریب الوقوع به والدینش دارد. او به طور افراطی نگران وضعیت سلامتیش است و برایش دشوار است به تنهایی از مغازه های بقالی خرید کند. خانم الف نخستین بار در دوران دبیرستان دچار رفتارهای وارسی شد؛ در آن زمان هنگام خروج از منزل به طور مکرر بابلیس و اجاقش را وارسی می کرد که روشن نمانده باشند. آداب وارسی او در دوران دانشگاه پیشرفت کرد و در آن زمان پیش از امتحانات هر صفحه از کتابهایش را چندین بار می خواند. طی 5 سال اخیر، او اغلب روزی 3-4 ساعت را صرف رفتارهای وارسی می کند؛ دست کم یک ساعت در حال رفت و آمد و سرکشی به بابلیس، اجاق و در ورودی است. پس از آنکه نهایتا متقاعد می شود که همه چیز روبراه است، این فکر به سراغش می آید که همه چیز را دوباره از نو وارسی کند وگرنه آتش سوزی روی می دهدیا سارقین وارد خانه خواهند شد. او اغلب وقتی با ماشینش در حال رانندگی است نگران می شود مبادا کسی را زیر گرفته باشد و به مسیری که پیموده مجدد برمی گردد. او معتقد است بین افکار وسواسی در مورد صدمه زدن به والدین و رفتارهایش ارتباطی وجود دارد. او احساس می کند باید تحت هر شرایطی هر روز صبح و شب به مادرش زنگ بزند و اگر این کار را نکند مادرش دچار سکته مغزی می شود و می میرد و در آن صورت او مقصر خواهد بود که زنگ نزده است.

در جریان مصاحبه با روانشناس اقرار کرد که می داند این ترس غیرواقع بینانه است اما اگر این کار را نکند دچار اضطراب شدیدی می شود.

خصیصه اصلی اختلال وسواسی-جبری، وجود وسواس های فکری یا عملی مکرر و شدید است که رنج و عذاب قابل ملاحظه ای را برای فرد به بار می آورد. این وسواس های فکری یا عملی سبب اتلاف وقت می شوند و اختلال قابل ملاحظه ای در روند معمولی و طبیعی زندگی، کارکرد شغلی یا روابط فرد ایجاد می کند. بیمار مبتلا به اختلال وسواسی-جبری ممکن است فقط وسواس فکری، فقط وسواس عملی و یا هر دوی آنها را با هم داشته باشد. فرد از غیرمنطقی بودن وسواس هایش آگاه است اما نمی تواند جلوی آنها را بگیرد.

نظریه های زیستی فرضیه کژتنظیمی سروتونین را در ایجاد علائم این اختلال دخیل می دانند. معتقدان به نظریه یادگیری، وسواس فکری و عملی را محرکی شرطی می دانند که طی همراه شدن با محرک اضطراب آور، باعث تخفیف اضطراب فرد شده اند. نظریه های روانکاوی، وسواس را نوعی واپس روی به مرحله مقعدی می دانند که از لحاظ هیجانی با دوسوگرایی بسیار شدیدی همراه است. دوسوگرایی از ویژگی های اصلی افراد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری است  که تعارض میان احساس های متضاد را می توان در الگوی رفتاری انجام-ابطال و شک ناتوان کننده فرد به خوبی دید. (علائم خانم الف را به یاد بیاورید) ویژگی مهم دیگر این افراد داشتن تفکر جادویی است. فرد خیال می کند به صرف اندیشیدن درباره واقعه ای می تواند موجب وقوع آن گردد. همین احساس است که باعث می شود افکار پرخاشگرانه فرد، برایش بیمناک باشند.

چهار الگوی اصلی اختلال وسواسی-جبری عبارتند از:

آلودگی: شایعترین الگو آن است که وسواس آلودگی و به دنبالش شست و شو یا اجتناب از شیئی که فرد گمان می کند آلوده است، وجود داشته باشد. فرد معتقد است که آلودگی با کوچکترین تماس منتقل می شود.

تردید مرضی: دومین الگوی شایع، وسواس تردید است که به دنبالش عمل وسواسی به صورت وارسی روی می دهد. این بیماران تردید وسواسگونه ای درباره خود دارند و همیشه

بخاطر فراموش کردن چیزی یا انجام چیزی، احساس گناه می کنند.

افکار مزاحم: این گونه وسواس های معمولا افکاری تکراری درباره نوعی عمل خاص یا پرخاشگرانه است که به نظر خود فرد شرم آور است.

تقارن: چهارمین الگوی شایع، لزوم رعایت تقارن یا دقت است به طوری که موجب کند شدن اعمال فرد می گردد.





rating
  نظرات

نظری وجود ندارد.

نام
ایمیل
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی
وارد نمودن کد