شبکه اجتماعی

امیر محمد صفرانداقی 186 : تعداد بازدید

این روزها شبکه های اجتماعی بیش از پیش با زندگی انسان مدرن عجین شده و زندگی افراد را تحت تاثیر قرار داده است. یکی از رایج ترین برنامه هایی که قشر نوجوان و نسبتا جوان جامعه را به سوی خود جلب کرده اینستاگرام است. ایستاگرام این فرصت را به ما می دهد تا تجربیات روزمره خود را با فالورها تقسیم کنیم و جزییات زندگی دیگران را ببینیم!. بدین ترتیب هر دو سوی ماجرا به عنوان انسان های که قضاوت بخش جدا ناشدنی زندگیمان است، اطلاعات را بررسی می کنیم و می شناسیم.  تا اینجای کار اینستاگرام شبیه یک آلبوم عکس کار میکند اما این عکس ها به گونه ای نمایش داده می شوند که صاحبان اطلاعات می خواهند.

بهتر است پیش از هر چیز با اصطلاحی آشنا شویم که تقریبا به گوش همه ما رسیده و به نحوی روی بخش بزرگی از زندگی انسان عصر جدید تاثیر می گذارد: رفاه شخصی. تمام بررسی های کیفیت زندگی و میزان رضایت زندگی با عنصر رفاه شخصی ارتباط پیوسته و تنگاتنگی دارد. زمانی که افراد وارد اینستاگرام می شوند تلاش می کنند بهترین نمایش را از زندگی مورد علاقه ی خود داشته باشند. آنها وجوه -به ظن خود- زیبای زندگی را مثل غذا خوردن، مهمانی و مسافرت  رفتن را برای همه ی افرادی که آن ها را دنبال می کنند به نمایش می گذارند. این نمایش ممکن است زندگی را به دو بخش پذیرفتی و نپذیرفتتی تبدیل کند: بخشی که برای دیگران به نمایش می گذاریم پذیرفته و بخش دیگر انکار می شود. با گذشت زمان این دسته رفتارها می تواند تبدیل به سبک زندگی افراد شود و از این طریق استفاده کنندگان بخش مهمی از زندگی خود را که در فضای مجازی لایک نمی گیرد انکار کرده و نپذیرند. بسیاری از نظریه پردازان موج سوم روانشناسی همچون پرز و جان کابت زین معتقدند نپذیرفتن زندگی به صورت یک کل یا به عبارت دیگر نپذیرفتن بخشی از زندگی عامل اصلی کاهش سلامت روانی افراد می باشد. فرایند تبدیل شدن این رفتار به سبک زندگی بسیار ساده است و با اصل شرطی سازی  عامل می توان این روند را توجیه کرد. جوانی که بخشی از زندگی خود را که سرشار از شادی و تفریح است در اختیار دیگران قرار می دهد و دنبال کننده های او با لایک کردن رفتار فرد را تقویت می کنند و این باعث یادگیری و یا شرطی شدن عامل می شود. نتیجه ی این گونه شرطی شدن  این است که فرد نه تنها هیجانات مختلف خود را بروز نمی دهد بلکه تنها آنهایی را بیان می کند که تقویت می گیرند. با گذر زمان فرد موقعیت های متفاوت و سخت زندگی خود را انکار می کند و این مسئله رفاه شخصی و به تدریج کیفیت زندگی و رضایت زندگی او را با مشکل روبرو می کند.

این موضوع یک روی سکه است. روی دیگر سکه  مخاطبان هستند. اگر در کامنت های صفحه اینستاگرام سلبریتی ها بگردید، با سوال های عجیبی روبرو می شوید. مثلا در یکی از کامنت ها از یک زوج سوال شده بود که آیا شما با هم جر و بحث هم می کنید؟ سوال اینجاست که این تحریف از واقعیات زندگی چگونه اتفاق افتاده است؟ سلبریتی ها و افراد دیگر تلاش می کنند جنبه های زیبای خود را نشان می دهند و مخاطبان با بررسی اطلاعات ارائه شده، قضاوتی کلی انجام می دهند: دیگران از کیفیت زندگی بسیار بالایی برخوردار هستند و‌ اگر هفته ای چند بار کافه و رستوران و مهمانی نروید، تقریبا در هر عکس یک دست لباس جدید و مد روز نپوشید و در یک جمله دنیا را زیر پایتان نچرخانید خوشبخت نیستید و آدم های خوشبخت همیشه می خندند! این تصور باعث می شود در درجه اول مخاطبان در مقایسه ای کورکورانه رفاه شخصی خود را از دست بدهند و نهایتا سیکل بی پایانی از رقابت ها که باعث تولید نیاز های غیرضروری و افت شاخص های سلامت روان می شود.

 





rating
  نظرات

نظری وجود ندارد.

نام
ایمیل
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی
وارد نمودن کد