کلید بهشیاری

دکتر علی مرادی 779 : تعداد بازدید

پذیرش کلید بهشیاری

همانطور که میدانیم بهشیاری و تمام پرتکل ها درمانی-حمایتی که از بهشیاری بیرون کشیده شده است،مانند برنامه ی هشت هفته ایی کاهش استرس بر اساس بهشیاری که توسط جان کابات زین  ابداع شد همه و همه ریشه های خود را از تمرینات مدیتیشن می گیرند. در واقع بهشیاری یک ترجمان مجدد از مدیتیشن است که می توان آن را یک خوانش مجدد روانشناسانه از اصول اصلی مدیتیشن دانست.این خوانش مجدد با تلاش های بی وقفه ی روانشناسان در سراسر جهان  که تلاش کردن این تمرین موثر باستانی را با اصول شناختی و رفتاری که خود شامل مجموعه تمرینات و قراردادها است، التقاط کند و در یک قالب جدید مجموعه تمریناتی را که برای درمان و حمایت از مراجعین است را پدید بیاورد. بهشایری در واقع یک درمان مبتنی بر اصول دیدگاه های  شناختی-رفتاری و تنظیم هیجانی است

تحقیقات نشان داده اند که مدیتیشن بر دو عنصر اساسی که شاه کلید اکثر رواندرمانی ها هستند یعنی عواطف و توجه تاثیر گذار است. همانگونه که می دانیم اکثر درمان ها تلاش می کنند که فرد دارای یک توجه کنترل شده ی انتخابی باشد و بتواند محرک هایی که بر فرد وارد می شود را شناسایی کند و آن ها را به بهترین وجه بررسی و کنترل کند.از سمت دیگر عواطف و احساسات مهمترین بخش و راه انداز اکثر رفتار های ما هستند درواقع بسیاری از رفتارهایی که ما انجام می دهیم و بسیاری از تصمیماتی که ما میگیریم تحت تاثیر عواطف ما هستند، اینجا این نکته باید بیان شود که عواطف در واقع به صورت خاص با انتخاب محرک ها درگیر هیستند، زمانی که شما افسرده هستید بر محرک هایی که هماهنگ با خلق شما است واکنش نشان میدهید و همچنین رفتار شما هماهنگ با عاطفه ی شما است، این مسائل است که باعث می شود که توجه و عواطف به عنوان کلید های رواندرمانی نام گذاری شوند.

محققین نشان داده اند که مدیتیشن باعث می شود نوار پیچیده ی توجه ساده تر شود و فرد به جای یک روند پیچیده ی توجه که در یک ساختار توجه به حال و آینده است. مدیتیشن کمک می کند که فرد فقط به همین لحظه توجه کند، به این معنی که با مدیتیشن از همام چیزی که نظریه پردازان گشتالت می گویند فاصله بین گذشته و زمان حال که باعث اضطراب مب شود را کنترل کند و از بین ببیرد. نظریه پردازان این نوع توجه را فرا توجه می نامند در واقع به معنی توجه کردن بر توجه یا تمرکز بر توجه که اصل اساسی تمرینات بهشیارانه ی امروز است. در واقع بهشیاری هدایت کننده ی توجه فرد به اکنون و زمان حال است.

جروم فرانک معتقد است که رواندرمانی در قلمرویی از معنا صورت می گیرد و بهتر که ما این مسئله را اضافه کنیم که رواندرمانی در قلمرویی از هیجانات و معنای این هیجانات قرار می گیرد. به طور کلی هیجانات در یک سیستم استادانه طراحی شده است،که هم برای دنیای درونی و هم برای دنیای بیرونی طراحی شده است در واقع باید گفت که این مسئله بیانگر همان توانایی و اهمیت هیجان در زندگیی هر روزه ی ما می باشد،که در ابتدا یک کارکرد بیرونی دارد که باعث ارتباط گیری می شود در بعد دوم یک بافت درونی دارد که باعث درک و انتقال می شود، بر اساس نظریه تکاملی هیجانات به عنوان یک نوع عامل که باعث بقا می شود، در ما وجود دارد.

در سال های اخیر به جریان تجربه ی هیجان یک مفهوم اساسی  در جریان درمان پذیرش و... اضافه شده است،که این عنصر همان اصل اساسی بهشیاری میباشد،، در واقع همانطور که می دانیم بهشیاری می گوید احساسات خود را بپذیرید همانگونه که هستند و بدون قضاوت آن ها را تجربه کنبد،این ساختار می تواند سه مرحله ی اساسی را به وجود آورد در مرحله ی اول  زمانی که افراد هیجان را تجربه می کنند با یک برانگیختگی مواجه می شوند که این مسئله یک احساس بدنی است در مرحله ی بعدی فرد این احساس را می شناسد و نامگذاری میکند،روانشناسی شناختی در این مرحله به فرد کمک می کند که چگونه این هیجان را معنا دهد و درک کند ، اما بهشیاری (Mindfulness) به فرد آموزشی دیگر می دهد و در این مرحله اضافه می شود تا به فرد بی آموزد که احساسات خود را بدون قضاوت بپذیرد،آگاهی از احساسات و پذیرش این احساسات در کنار شناخت این احساسات، به شکل گیری درمان پذیرش و تعهد(ACT) ختم میشود.





rating
  نظرات

نظری وجود ندارد.

نام
ایمیل
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی
وارد نمودن کد