محاسن هیجان مثبت

دکتر علی مرادی 937 : تعداد بازدید

محاسن هیجان مثبت

 

هیجانات مثبت چه حسنی داردند؟

پرسش کودکانه ای است چون پاسخ آن تا حد زیادی بدیهی می باشد، هیجانات مثبت حس خوشایندی به فرد می دهند. همین واقعیت به تنهایی آنها را به صورت تجربه ای مفیدو ارزشمند در می آورد. اما آیا داشتان به همین جا ختم می شود؟ متاسفانه بسیاری از روانشناسان ماجرا را بهمین جا ختم کرده اند. در هر بازبینی از تلاش های علمی در زمینه ی هیجان ها، تاکید بیش از اندازه ای بر هیجان های منفی از قبیل ترس، تنفر، خشم، بیزاری و شرمساری دیده می شود و  توجه به هیجانات مثبت مانند شادکامی، خوشحالی،دوست داشتن به صورت گذار بوده است. عقل سلیم حاکی از آن است که هیجانات مثبت سهمی زیادی در کیفیت زندگی انسان داردند. هیجان های مثبت جدا از این مسئله که یک حس خوشایندی ایجاد می کنند یک تاثیر بلند مدت و پیامد مهمتری برای فرد دارند.هیجان های مثبت دایره تفکر و عمل آدمی را وسعت می بخشند. یکی از اثرات هیجان های نفی این مسئله است که انسان را در فشار می گذارند تا انسان به شیوه ی خاصی زندگی کند: هنگام خشم بجنگد، هنگام ترس بگریزد یا هنگام نفرت اعلام انزجار کند.به عبارت دیگر هیجانات منفی موجب محدود شدن تفکر و عمل انسان می شوند، هیجانات مثبت اما،دارای  تاثیرات تکمیل کننده اند، موجب گسترده شدن تفکر و عمل می شود، شادی و شادی کردن ما را به سوی  خوبی کردن می رانند، علاقه مندی به سوی کشف و اکتشاف و خشنود بودن به سوی تجربه کردن و دوست داشتن به سوی چرخه های مکرر هر یک از این گرایشها.

بنابراین هیجان های مثبت موجب گسترش شیوه های عادی و معمول تفکر و زیستن ادمی میشوند و آدمی را به سوی آفرینندگی بیشتر، کنجکاوی بیشتر یا در پیوند بیشتر با دیگران می گذارند. در واقع هیجان های  مثبت منابعی شخصی می آفرینند.هرچند هیجانها معمولا دیرپا نیستند و زودگذرند، ولی می توانند اثرات بلند مدت بر آدمی بگذارند. هیجانهای مثبت از راه گسترش کوتاه مدت تفکر و اعمال، به کشف دیدگاه ها و کارها و پیوند های اجتماعی می انجامند. مثلا بازی می تواند منجر به کسب مهارت های اجتماعی و جسمانی شود، اکتشاف موجب دانش تازه، و اشتیاق تجربه می تواند وضع الویتهای زندگی انسان را رقم زند. نکته ی پر اهمیت این است که این دستاورد ها غالبا دیر زمانی پس از فروکش کردن حالت هیجانی مثبت اولیه ادامه پیدا می کنند، بنابراین می توان گفت هیجانات مثبت بر انباره ی توانایی هایی که انسان را برای برخورد با مشکلات و سختی ها امتده می کند می افزاید، از منابع جسمانی گرفته تا منبع شناختی و اجتماعی .

 در واقع هیجانات به گونه ایی در زمزه ی توانایی های سازگاری قرار می گیرند، روانشناسان غالابا هیجان ها را توانایی هایی تکاملی می دانند که این فرصت را برای نخستین  های فراهم آورده اند که زندگی و تولید مثل کنند و تبدیب به اجداد ما شوند (لون سن 1994). هیجان های منفی منجر به محدود شدن این سازو کا های رفتاری مانند جنگ و گریز و ... می شود در حالی که هیجانات مثبت باعث می شود که این رفتار ها و اعمال های محدود گسترش پیدا گند. آن دسته از اجداد ما که هیجانات مثبت منابع جسمانی و شناختی و اجتماعی برای آن ها پدید آورد. حال برای همین پیشینیان که مشکلات معیشتی برای آن ها به وجود می آمد منابعی در اختیار داشتند که می توانستند با این مشکلات بیشتر سازگار شوند . چنین شد و شد تا آن که توانایی تجربه ی هیجانات منفی و مثبت به عنوان یک رمز ژنتیکی درآمد و به وسیله ی انتخاب طبیعی ماند و انتقال یافت.

 با توجه به این به دو مسئله اساسی که در بالا گفته شد یعنی هیجانات منفی باعث محدود شدن تفکر و عمل می شود و هیجانات مثبت موجب گسترش تفکر و عمل می شوند حال سوالی که مطرح می شود این است که جایگاه خودشناسی در اینجا چیست زمانی که فرد نسبت به هیجانات خود آگاه باشد می تواند هیجاناتی که باعث محدود شدن تفکر و عمل می شوند را بشناسد و کنترل کند در عین حال خودشناسی باعث توانایی به عنوان  تنظیم هیجانی می شود که فرد می تواند با استفاده از تنظیم هیجانی می تواند هیجانات مثبت و منفی خود را تا حد زیادی کنترل کند و از آنها به بهترین وجه جهت سازگاری و افزایش توانایی های خود استفاده کند.





rating
  نظرات

profile photo کیییییییییر

توکونت....

ارسال توسط عباس در تاریخ 1397/01/15 09:20:43 ق.ظ

نام
ایمیل
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی
وارد نمودن کد