بی اشتهائی روانی

دکتر علی مرادی 264 : تعداد بازدید

انواع اختلالات خوردن در 4 درصد نوجوانان و جوانان محصل گزارش شده است. بی اشتهائی عصبی در چندین دهه ی گذشته، بیشتر از دوره های قبلی و در دختران پیش از مرحله ی بلوغ و پسر ها گزارش شده است. اواسط نوجوانی بی اشتهائی  عصبی بیش از سایر دوره ها گزارش شده می شود اما 5 درصد بیماران بی اشتها در اوائل دهه ی سوم عمر به آن مبتلا می گردند. به طور کلی بی اشتهائی عصبی ، بدون ملاک های تشخیصی کامل آن، در زن های جوان حدود 5 درصد تخمین زده می شود. به نظر می رسد که این اختلال در جوامع پیشرفته تر شایع تر است. بی اشتهائی روانی در 5 درصد موارد با افسردگی،34 درصد موارد با فوبی اجتماعی و 26 درصد موارد با اختلال وسواسی – جبری همراه است.

تشخیص این اختلال عموما بین 20 تا 30 سالگی است، زمانی این اختلال وجود دارد که (1) شخص عمدتا وزن خود را به درجات بیمارگونه کاهش داده یا از افزایش وزن متناسب با رشد جلوگیری می کند؛ (2) شخص ترس شدید از چاق شدن داشته و انگیزه ی پایان ناپذیری برای لاغری دارد(علیرغم گرسنگی کشیدن از نظر طبی) یا هر دو؛ (3) شخص متحمل علائم طبی قابل ملاحظه ناشی از گرسنگی کشیدن می شود، و غالبا: اما نه منحصرا، با کارکرد نابهنجار هورمون های تولید مثل ف و نیز کاهش شدید ذخائر چربی بدن؛ که این رفتار ها باید به مدت 3 ماه طول بکشد تا برچسب اختلال بر فرد زده شود

به طور خلاصه می توان گفت ملاک های تشخیصی بی اشتهائی عصبی:

  1. 1-امتناع از حفظ وزن بالاتر از حداقل وزن طبیعی متناسب با سن و قد
  2. 2-اختلال در برداشت شخص از وزن، یا شکل بدن خود
  3. 3-در افرادی که به سن قاعدگی رسیده اند ، آمنوره ، یعنی قطع شدن سه دوره ی پیاپی عادت ماهانه (این ملاک  از آخرین ویرایش دستنامه ی تشخیصی حذف شده است)

 

 

دو نوع بی اشتهائی روانی مشخص شده است  - نوع محدود کننده و نوع پرخوری/ پاکسازی، پرخوری/ پاکسازی بین بیماران بی اشتهائی عصبی بسیار شایع است و تقریب در 50 درصد آن ها دیده می شود.

عوامل زمینه ایی که متخخصان آن هار در ایجاد این اختلال می دانند به طور کلی به سه دسته تقسیم می شوند که شامل؛ عوامل زیستی، عوامل اجتماعی و عوامل روانشناختی و روان پویشی می شود.

 

عوامل زیست شناختی 

چنین فرض شد است که مواد افیونی درونزا در انکار گرسنگی در بیمارن مبتلا به بی اشتهائی روانی موئثر است. برخی از موئلفین  اختلال کارکرد محور هیپوتالامیک- هیپوفیز را مطرح کرده اند. برخی از مطالعات اختلال در عملکرد انتقال دهنده هایی همچون سروتونین، دوپامین، نوراپینفرین، که سه انتقال دهنده ی دگیر در تنظیم رفتار خوردن هستند تاکید می کنند.

 

عوامل اجتماعی

از نظر محیطی، بیماران مبتلا به بی اشتهائی روانی تاکید جامعه بر لاغری و ورزش را وسیله ی حمایت اعمال مربوط به بیماری خود قرار می دهند. قرائنی وجود دارد که مبتلایان به بی اشتهائی روانی روابط نزدیک دشواری با والدین خود دارند. یک برسی مروری نشان داده است در خانواده هایی که کودکان به اختلال خوردن، مخصوصا پرخوری دوره ای یا نوع توام با پاکسازی دارند، سطوح بالاتری از خصومت، آشفتگی و انزوا و سطوح پائیین تری از حمایت و همدلی وجود دارد. نوجوانان مبتلا به اختلال شدید خوردن توجه را از روابط پر تنش والدین دور می کنند.

 

عوامل روانشناختی و روانپویشی

بی اشتهائی روانی به نظر می رسد واکنشی در مقابل خواست های نوجوان برای استقلال بیشتر و افزایش عملکرد اجتماعی است. بیماران مبتلا به این اختلال اشتغال ذهنی با خوردن و افزایش وزن را جانشنین سایر مسائل طبیعی نوجوانی می کنند. بیماران مبتلا به بی اشتهائی روانی نوعا فاقد احساس خودمختاری و خود بودن هستند.

از طریق آموزش به نوجوان در مورد پذیرش خود و پیروی نکردن از هنجارهای مدرن اجتماعی که باعث مدلیزه شدن تصویر آرمانی از بدن می شود و کمک به فرد برای آگاه بودن نسبت به احساسات خود که در زمینه ی روابط خانوادگی باعث بهبود شرایط بین فردی می شود می توان در زمینه پیشگیری از این اختلالات مداخله کرد.

 





rating
  نظرات

نظری وجود ندارد.

نام
ایمیل
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی
وارد نمودن کد