هراس اختصاصی (Phobia)

دکتر علی مرادی 480 : تعداد بازدید

اصطلاح فوبیا به معنای ترس افراطی از یک موضوع، شرایط، یا موقعیت خاص و معین است. هراس اختصاصی عبارت است از ترسی شدید و مداوم از شیء یا موقعیتی معین. فوبیا شایعترین اختلال روانی در ایالات متحده است، با این حال درصد زیادی از افراد مبتلا برای درمان به بالینگران مراجعه نمی کنند. شایعترین فوبیاها عبارتند از: ترس از ارتفاع، ترس از مکان های باز، ترس از حیواناتی مثل سگ، گربه یا مار، ترس از آب، ترس از مکان های بسته، ترس از حشرات، ترس از آلودگی و ترس از آتش.

شایعترین نوع هراس در بچه های زیر ده سال هراس از محیط طبیعی است و در بیست تا بیست و پنج سالگی، نوع موقعیتی. هراس از خون، آمپول و جراحت با سایر انواع تفاوت دارد، چرا که در آن پس از افزایش اولیه ی ضربان قلب که در تمامی انواع خراس ها شایع است، اغلب کاهش ضربان قلب و فشار خون روی می دهد. احتمال وقوع و حتی وقوع مکرر حمله های پانیک در بیماران مبتلا به فوبیا وجود دارد؛ منتها این حمله ها منتظره و قابل پیش بینی است.

طبق نظریه سنتی محرک-پاسخ، محرک شرطی به تدریج توانایی خود را برای ایجاد پاسخ از دست می دهد، مگر اینکه با تکرار منظم و دوره ای یک محرک غیرشرطی تقویت شود. اما در هراس، پاسخ به محرک هراس آور به تدریج کم نمی شود و ممکن است سال ها دوام بیاورد. طبق نظریه شرطی سازی، اضطراب سائقی است که ارگانیزم را برمی انگیزاند تا هرچه در توان دارد انجام دهد و از این اضطراب فرار کند. ارگانیسم نیز در حین انجام رفتارهای تصادفی خود یاد می گیرد که با انجام برخی اعمال می تواند از محرک اضطراب آور مذکور اجتناب کند. این الگوهای اجتناب تا مدت های مدیدی پایدار می مانند و به خاطر قدرت کاهش اضطرابی که دارند تقویت می شوند. نظریه یادگیری تناسب زیادی با هراس دارد و برای جنبه های گوناگون علائم این اختلال توضیحی ساده و قابل فهم ارائه می کند.

 

 

فرضیه فروید این بود  که نقش عمده اضطراب، هشدار این نکته است که سائق ناخودآگاه ممنوعی دارد تلاش می کند به خودآگاه راه یابد. فروید فوبیا را نتیجه تعارض هایی می دانست که حول یک موقعیت ادیپی حل نشده در کودکی، شکل گرفته اند. از آنجایی که سائق جنسی در بزرگسالی همچنان صبغه ی محرم آمیزانه ی پرقدرت خود را حفظ می کند، برانگیختگی جنسی باعث به راه افتادن اضطرابی می شود که مشخصا ترس از اختگی است. هرگاه سرکوبی موفقیت آمیز نباشد، ایگو مجبور می شود دفاع های اضافی و یدکی خود را فراخواند. در بیماران مبتلا به فوبیا، این دفاع در درجه ی اول عبارت است از جابه جایی؛ یعین تعارض جنسی به جای اینکه معطوف بر شخصی شود که آن را برانگیخته به شیء یا موقعیت ظاهرا بی اهمیت و بی ربطی منتقل می شود. شیء یا موقعیت هراس آور مذکور ممکن است ارتباط مستقیمی با نوع تداعی با منبع اصلی تعارض داشته باشد و نماد آن باشد.

اتوفنیکل این واقعیت را مورد توجه قرار داد که اضطراب هراس گونه ممکن است خود را در پس نگرش ها و الگوهای رفتاری ای پنهان کند که نمایانگر نوعی انکار هستند؛ چه انکار خطرناک بودن شیء یا موقعیت ترس آور، چه انکار ترس فرد از آن. فرد به جای اینکه قربانی منفعل وقایع خارجی باشد، موقعیت را وارونه می کند و فعالانه می کوشد به مقابله با آن چیزی که از آن می ترسد بپردازد و بر آن مسلط گردد. کسانی که خود را وقف ورزش های بالقوه خطرناکی مثل چتربازی یا کوهنوردی می کنند، شاید دارند نوعی رفتار پادهراسانه از خود نشان می دهند. در بازی های بچگانه هم عناصر پادهراسانه ای ممکن است وجود داشته باشند؛ مثلا بچه ها به نقش دکتر درمی آیند و به عروسکشان آمپول می زنند.





rating
  نظرات

نظری وجود ندارد.

نام
ایمیل
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی
وارد نمودن کد