متن سوال :( 1396/04/17)

باسلام... دوسالیه به شدت به صابکارم علاقه مند شده ام ک صاحب زن و بچه است ..... خود شخص هم دچار همین حس و علاقه است من هم از رفتاراش و هم از صحبتش متوجه شدم ک علاقه من یکطرفه نیس .... یکبار هم خودشون ابراز علاقه کردن .... اما الان ۴ ماهه ک بینمون ب دلیل مسئله کاری فاصله افتاده و این شخص متوجه شده ک ما هیچوقت بهم نخواهیم رسید و باهام سرد شده .... اما من همچنان تو این حس دارم دست وپا میزنم هییییچجوره نمیتونم فراموشش کنم ..... چکار باید بکنم ک ازین برزخ رها شم .... کمکم کنین توروخدا ....

پاسخ :
 صبور باشيد  و  بدونين اين حالت ها پس از جدايي كاملا طبيعي هست.  در مراقع بحراني مي تونيد از روانشناس كمك بگيريد ....
متن سوال :( 1396/04/18)

سلام من دختر مجرد 23 ساله چند ماه پیش کارشناسیم تموم شد .الان احساس رضایت از زندگی ندارم چیزهایی ک قبلا برام خوشحال کننده بودن الان نیستن احساس ضعف و خستگی دارم بعضی وقتا بشدت دلم میگیره و گریه میکنم خیلی ب گذشته فکر میکنم با خونوادم دعوا میکنم و خانوادم همیشه سرزنشم میکنن هیچوقت تشویقم نمیکنن دایم منو با بقیه مقایسه میکنن مشاجره زیادی همیشه داریم چهره بدی ندارم اما دیگه احساس زیبایی نمیکنم و مثل قبل ادم مثبت و شادابی نیستم نسبت به بعضی ها احساس تنفر و حسادت دارم ک قبلا اینطور نبودم .ب نظر شما من دچار افسردگی شدم؟با تشکر از دکتر

پاسخ :
 بله احتمال رفتن به سمت افسردگي در شما هست، اما معمولا اين احساسات در اين سنين طبيعي مي باشد... به تغذيه ؛ خواب و ورزش خود اهميت دهيد و در صورت پريشاني و ناراحتي با يك مشاور متخصص مشاوره حضوري داشته باشيد .
متن سوال :( 1396/04/21)

باسلام ... من مدتیه ک اعتماد به نفسمو نسبت به همه چیز از دست دادم و تمایل ب انجام هیچ کاری ندارم .... دائم دراز میکشمو میخوابم .... چیکار باید بکنم تا دوباره ب حالت قبل برگردم آیا میتونه نشانه افسردگی باشه؟

پاسخ :
 سلام معمولا اين احساسات دوره اي هستند و گذرا . به سلامتي جسماني و تغذيه خود بيشتر اهميت بدين و به عنوان فراغت و يك فرصت به اين حالتون توجه كنين . و از اين دوره لذت ببرين.
متن سوال :( 1396/04/20)

سلام من حدود 15 ساله ازدواج کردم دو فرزند پسر 10 ساله و 13 ساله دارم متاسفانه همسرم با وجود داشتن یک زندگی سالم و خوب همش در حال معاشرت با زن ها و دختر ها ی دیگر هست و این موضوع رو گاهی علنی هم میکند من بخاطر فرزندانم تا بحال به فکر طلاق نیفتادم ولی رفتار ایشون هر روز بدتر و زننده تر میشه و حتی فرزند بزرگتر متوجه بی توجهی پدر به خانواده شده . بنظر شما من بهتره به خاطر فرزندان صبر کنم یا جدا بشم لطفا راهنمایی کنید. متشکرم

پاسخ :
 سلام هيچكسي به جاي خودتون نميتونه تصميم بگيره كه جدا بشين يا بمونين... چون فقط شما هستين كه مزه زندگي كردن تو اون شرايط رو ميدونين و تصميم گيرنده شما هستين. اما اينكه كدوم راه درست تراست ؛ جدايي يا ادامه رابطه مشكل دار، بايد بهتون بگم كه هر تصميمي معايب و مزاياي خودش رو داره و هیچ یک برتري بر ديگري نداره . بهترين راه اينه كه آگاه بشين از ظرفيت هاتون و تواناييهاتون تا بتونين به واسطه آن ها تصميمي مناسب، اتخاذ كنيد.
متن سوال :( 1396/04/20)

با سلام و عرض خسته نباشید من 30 ساله هستم و بصورت موروثی از سمت خانواده مادری زمینه ابتلا به اسکیزوفرنی و از سمت خانواده پدری زمینه ابتلا به افسردگی را دارم ، هنگام مصرف داروی ضد افسردگی دچار تغییر شخصیتی شده به نحوی که در تمامی عقاید و رفتارم تحول حاصل شده در حالی که به محض قطع دارو مجددا به شخصیتی اصلی باز میگردم . سوالم این بود که شخصیت اصلی من کدام هست و باید نظرات و تصمیمات کدام شخصیت رو مد نظر قرار دهم؟

پاسخ :
 سلام.
در ابتدا باید عرض کنم که داشتن صفات اختلالی موروثی نیاز به یک ساختار ژنومی مشخصی دارد و تمام افرادی که در خانواده ی پدری و مادری خود اختلالی را دارند به آن اختلال دچار نمی شوند،علاوه بر این مسئله  محیط نیز در بروز یک ژن تاثیر گذار است،اگر داروهای افسردگی را خودسرانه مصرف می کنید،به متخصص مراجعه کنید و با  ايشان در این زمینه صحبت کنيد. اگر با دستور پزشک خود دارو مصرف می کنید حتما این مسئله که بیان کردید را با مشاور یا روانشناس خود مطرح کنید. برای بررسی توصیف بالا که دو نوع عقاید متفاوت دارید قبل و بعد از خوردن دارو  نیاز به بررسی و واکاوی بیشتری دارد برای فهم و حل این مشکل به روانشناس مراجه کنید زیرا نیاز به بررسی بیشتری دارد و از این طریق امکان پذیر نیست.
قبلی 1 2 3 4 بعدی