AB_SimpleFAQ_List

متن سوال :( 1396/04/20)

با سلام و عرض خسته نباشید من 30 ساله هستم و بصورت موروثی از سمت خانواده مادری زمینه ابتلا به اسکیزوفرنی و از سمت خانواده پدری زمینه ابتلا به افسردگی را دارم ، هنگام مصرف داروی ضد افسردگی دچار تغییر شخصیتی شده به نحوی که در تمامی عقاید و رفتارم تحول حاصل شده در حالی که به محض قطع دارو مجددا به شخصیتی اصلی باز میگردم . سوالم این بود که شخصیت اصلی من کدام هست و باید نظرات و تصمیمات کدام شخصیت رو مد نظر قرار دهم؟

پاسخ :
 سلام.
در ابتدا باید عرض کنم که داشتن صفات اختلالی موروثی نیاز به یک ساختار ژنومی مشخصی دارد و تمام افرادی که در خانواده ی پدری و مادری خود اختلالی را دارند به آن اختلال دچار نمی شوند،علاوه بر این مسئله  محیط نیز در بروز یک ژن تاثیر گذار است،اگر داروهای افسردگی را خودسرانه مصرف می کنید،به متخصص مراجعه کنید و با  ايشان در این زمینه صحبت کنيد. اگر با دستور پزشک خود دارو مصرف می کنید حتما این مسئله که بیان کردید را با مشاور یا روانشناس خود مطرح کنید. برای بررسی توصیف بالا که دو نوع عقاید متفاوت دارید قبل و بعد از خوردن دارو  نیاز به بررسی و واکاوی بیشتری دارد برای فهم و حل این مشکل به روانشناس مراجه کنید زیرا نیاز به بررسی بیشتری دارد و از این طریق امکان پذیر نیست.
متن سوال :( 1396/04/26)

سلام آقای میخواستم بدونم آیا دل گیریه غروب جمعه وافعی یا تلقینی؟ چون من خیلی افسرده میشم جمعه ها غروب

پاسخ :
 در مورد تجربه دلتنگی یا کسالت یا به طور کلی هیجانات منفی باید به این نکته توجه داشت که بنابر گزارشهای متعدد به نظر میرسد این احساس -دست کم در کشور ما- احساسی فراگیر است و بسیاری افراد در مورد تجربه این احساسات در روز جمعه به مواردی اشاره کرده اند 
در این ارتباط چند فرضیه را میتوان مطرح کرد:
۱. به نظر میرسد گزارش این احساس در افراد شاغل و افرادی که مشغول تحصیلند بیشتر است. نظیر چنین احساسی را میتوان در غروب سیزده بدر نیز مشاهده کرد. از این رو شاید با توجه به اینکه این گروه ارزش روانی بالایی برای روز جمعه به عنوان روز تعطیل قائلند به لحاظ شناختی در عصر جمعه با نوعی احساس از دست دادن مواجه میشوند. به این معنا که روز تعطیل که احتمالاً روز تفریح و تجربیات خوشایند است رو به اتمام است و از فردا روال عادی زندگی باز آغاز میشود. و در نتیجه این فکر احساسات منفی در ایشان شکل میگیرد.
۲. در ارتباط با نکته پیشین شاید نوعی مکانیسم شرطی شدن نیز در اینحا دخیل باشد. یعنی حتی اگر افراد شاغل نیز نباشند اما چون احساسات ذکر شده در مورد یک را در دوران تحصیل با شدت زیلدی تجربه کرده اند نوعی حالت شرطی شدن میان عصر جمعه و تجربه از دست دادن و در نتیجه احساس دلتنگی رخ میدهد. همانگونه که اکثر افراد روزهای آخر اسفند را مثبت گزارش میکنند. زیرا بنا بر نوعی عادت قرار است بزودی عید و شادی آن دوران را تجربه کنند.
۳. یک تبیین دیگر میتواند این باشد که افراد پیش از روزهای تعطیل انتظار زیادی میکشند و برای گذران این روز خیالپردازی میکنند اما پس از فرارسیدن روز جمعه احساس میکنند که بسیاری از این خیالات محقق نشده در نتیجه نوعی احساس پوچی به ایشان دست میدهد. کسانی که برای کنکور درس میخوانند این تبیین را به خوبی درک میکنند. زیرا به دلیل سختی دوران کنکور بسیاری افراد همواره به خیالپردازی در مورد دوران پس از کنکور میپردازند اما وقتی این دوران فرا می رسد آن تصور پیش بینی شده را در عمل تجربه نمیکنند. در نتیجه احساسات منفی و پوچی به سراغشان می آید.
البته موارد گفته شده در حد فرضیه است و نیازمند بررسی کیفی از کسانی که چنین تجربیاتی را گزارش کرده اند.
متن سوال :( 1396/04/26)

سلام آقای میخواستم بدونم آیا دل گیریه غروب جمعه وافعی یا تلقینی؟ چون من خیلی افسرده میشم جمعه ها غروب

پاسخ :
 در مورد تجربه دلتنگی یا کسالت یا به طور کلی هیجانات منفی باید به این نکته توجه داشت که بنابر گزارشهای متعدد به نظر میرسد این احساس -دست کم در کشور ما- احساسی فراگیر است و بسیاری افراد در مورد تجربه این احساسات در روز جمعه به مواردی اشاره کرده اند 
در این ارتباط چند فرضیه را میتوان مطرح کرد:
۱. به نظر میرسد گزارش این احساس در افراد شاغل و افرادی که مشغول تحصیلند بیشتر است. نظیر چنین احساسی را میتوان در غروب سیزده بدر نیز مشاهده کرد. از این رو شاید با توجه به اینکه این گروه ارزش روانی بالایی برای روز جمعه به عنوان روز تعطیل قائلند به لحاظ شناختی در عصر جمعه با نوعی احساس از دست دادن مواجه میشوند. به این معنا که روز تعطیل که احتمالاً روز تفریح و تجربیات خوشایند است رو به اتمام است و از فردا روال عادی زندگی باز آغاز میشود. و در نتیجه این فکر احساسات منفی در ایشان شکل میگیرد.
۲. در ارتباط با نکته پیشین شاید نوعی مکانیسم شرطی شدن نیز در اینحا دخیل باشد. یعنی حتی اگر افراد شاغل نیز نباشند اما چون احساسات ذکر شده در مورد یک را در دوران تحصیل با شدت زیلدی تجربه کرده اند نوعی حالت شرطی شدن میان عصر جمعه و تجربه از دست دادن و در نتیجه احساس دلتنگی رخ میدهد. همانگونه که اکثر افراد روزهای آخر اسفند را مثبت گزارش میکنند. زیرا بنا بر نوعی عادت قرار است بزودی عید و شادی آن دوران را تجربه کنند.
۳. یک تبیین دیگر میتواند این باشد که افراد پیش از روزهای تعطیل انتظار زیادی میکشند و برای گذران این روز خیالپردازی میکنند اما پس از فرارسیدن روز جمعه احساس میکنند که بسیاری از این خیالات محقق نشده در نتیجه نوعی احساس پوچی به ایشان دست میدهد. کسانی که برای کنکور درس میخوانند این تبیین را به خوبی درک میکنند. زیرا به دلیل سختی دوران کنکور بسیاری افراد همواره به خیالپردازی در مورد دوران پس از کنکور میپردازند اما وقتی این دوران فرا می رسد آن تصور پیش بینی شده را در عمل تجربه نمیکنند. در نتیجه احساسات منفی و پوچی به سراغشان می آید.
البته موارد گفته شده در حد فرضیه است و نیازمند بررسی کیفی از کسانی که چنین تجربیاتی را گزارش کرده اند.
متن سوال :( 1396/04/26)

سلام آقای میخواستم بدونم آیا دل گیریه غروب جمعه وافعی یا تلقینی؟ چون من خیلی افسرده میشم جمعه ها غروب

پاسخ :
 در مورد تجربه دلتنگی یا کسالت یا به طور کلی هیجانات منفی باید به این نکته توجه داشت که بنابر گزارشهای متعدد به نظر میرسد این احساس -دست کم در کشور ما- احساسی فراگیر است و بسیاری افراد در مورد تجربه این احساسات در روز جمعه به مواردی اشاره کرده اند 
در این ارتباط چند فرضیه را میتوان مطرح کرد:
۱. به نظر میرسد گزارش این احساس در افراد شاغل و افرادی که مشغول تحصیلند بیشتر است. نظیر چنین احساسی را میتوان در غروب سیزده بدر نیز مشاهده کرد. از این رو شاید با توجه به اینکه این گروه ارزش روانی بالایی برای روز جمعه به عنوان روز تعطیل قائلند به لحاظ شناختی در عصر جمعه با نوعی احساس از دست دادن مواجه میشوند. به این معنا که روز تعطیل که احتمالاً روز تفریح و تجربیات خوشایند است رو به اتمام است و از فردا روال عادی زندگی باز آغاز میشود. و در نتیجه این فکر احساسات منفی در ایشان شکل میگیرد.
۲. در ارتباط با نکته پیشین شاید نوعی مکانیسم شرطی شدن نیز در اینحا دخیل باشد. یعنی حتی اگر افراد شاغل نیز نباشند اما چون احساسات ذکر شده در مورد یک را در دوران تحصیل با شدت زیلدی تجربه کرده اند نوعی حالت شرطی شدن میان عصر جمعه و تجربه از دست دادن و در نتیجه احساس دلتنگی رخ میدهد. همانگونه که اکثر افراد روزهای آخر اسفند را مثبت گزارش میکنند. زیرا بنا بر نوعی عادت قرار است بزودی عید و شادی آن دوران را تجربه کنند.
۳. یک تبیین دیگر میتواند این باشد که افراد پیش از روزهای تعطیل انتظار زیادی میکشند و برای گذران این روز خیالپردازی میکنند اما پس از فرارسیدن روز جمعه احساس میکنند که بسیاری از این خیالات محقق نشده در نتیجه نوعی احساس پوچی به ایشان دست میدهد. کسانی که برای کنکور درس میخوانند این تبیین را به خوبی درک میکنند. زیرا به دلیل سختی دوران کنکور بسیاری افراد همواره به خیالپردازی در مورد دوران پس از کنکور میپردازند اما وقتی این دوران فرا می رسد آن تصور پیش بینی شده را در عمل تجربه نمیکنند. در نتیجه احساسات منفی و پوچی به سراغشان می آید.
البته موارد گفته شده در حد فرضیه است و نیازمند بررسی کیفی از کسانی که چنین تجربیاتی را گزارش کرده اند.
متن سوال :( 1396/05/27)

با سلام و عرض ادب اقاي دكتر با توجه به اين كه در حال نوشتن پايان نامه كارشناسي ارشد خودم تحت عنوان تعيين سهم درگيري عاطفي و ناگويي هيجاني در احساس تنهايي هستم ممنون ميشم در باب احساس تنهايي و درگيري عاطفي منابعي معرفي بفرماييد يا حدالامكان در رابطه با درگيري عاطفي توضيح مختصري بفرماييد سپاسگزارم

پاسخ :
لطفا قبل از هر چيز بفرماييد؛ علت انتخاب اين متغيير ها چه بوده و  متغيير هاتون رو چطور مي خواهيد  بسنجيد ؟
قبلی 1 2 3 4 بعدی