کد خبر: 1470
تاریخ انتشار: اسفند 17, 1399

همه چیز در گذر است

همه چیز در گذر است

همه چیز در گذر است

از آن جا که همه چیز تغییر می کند و ما پیوسته در فکر این هستیم که لذت را به حداکثر و درد را به حداقل برسانیم، طبیعی است که زندگی تا این حد برایمان مشکل باشد. هر کاری بکنیم، لذت می گذرد و درد بازمی گردد. و چون موجودات هوشمندی هستیم، خیلی زود یاد می گیریم که همه چیز گذرا است.  دانستن این موضوع احساس نارضایتی فراگیری ایجاد می کند. حتی در دل لحظات لذت بخش به این مسئله آگاه هستیم که این لحظه می گذرد و خوشی و لذت تمام می شود. بستنی قیفی تمام می شود، اردوی تابستانی  به پایان می رسد و دوستانمان ترکمان می کنند. ممکن است در امتحان بعدی نمره ی 20 نگیریم، وقتی می فهمیم که همه چیز گذرا است است لذت حال حاضر به کابوسی واقعی تبدیل می شود.

برای مثال؛ الکس به سختی کار می کرد تا شرکت تجاری موفقی را ادار کند. کار پر استرس بود ولی الکس کار خود را دوست داشت، و به ندرت به مرخصی می رفت. او می ترسید در نبودش همه چیز از هم بپاشد. بالاخره بعد از اسرار چند ماه ی همسر خود  تسلیم شد و برای تعطلات چند روزه اش در جزایر کارائیب برنامه ریزی کرد. چند روز اول سفر خوب بود زمانی که به نیمه ی زمان سفر رسیدند الکس مضطرب شد که نمی تواند از تمام امکانات اینجا استفاده کند، و فکر بازگشت از سفر و پرژه ی نیمه تمامش آزارش می داد و این وضعیت باعث ایجاد اضطراب در الکس شد. این سفر به الکس فهماند که لازم است نگرش خود را تغییر دهد. با این که سواحل کارائیب  عالی بود او نتوانسته بود که از آن لذت کافی ببرد، چون می دانست به زودی باید آنجا را ترک کند. بیشتر ما از صبح تا شب مشکل الکس را در مقیاس کوچکتر تجربه می کنیم،کیست که با شور و هیجان منتظر تعطیلات نباشد، اما غروب جمعه باعث دلگریش نشده باشد. فکر کردن به پایان بزرگ ( مرگ) آنچنان دردناک است که به کلی آن ا فراموش می کنیم.

تمرین های ذهن آگاهی برای پاسخ به این معضل شکل گرفته اند. در واقع بخش اصلی متون مربوط به ذهن آگاهی، که بیشترین تمرین های توجه آگاهی مبتنی بر آن ها  است، در مورد مشکل تقابل بین اصل لذت و واقعیت عدم پایداری است. در زندگی تمام انسان موراد غیر قابل پیشگیری همچون مرگ و پیری وجود دارد. این مشکلات در واقع قابلیت اجتناب ندارند و در کنار این مسائل، سرخوردگی های زیادی هستند مانند نرسیدن و تمام شدن لذت مقطعی که نمی توام آن ها را حذف کرد آن چه ذهن آگاهی به شما می دهد این مسئله ی اساسی است  که باید در حال زندگی کرد و این مسئه باعث می شود فرد بی آموزد وقتی که در حال لذت بردن است مانند الکس از همان وضعیت بدون فکر کردن به درد احتمالی بعد از آن لذت ببرد. این کلید اضطراب روزمره و تقابل دوسویه ی لذت و درد است ، باید به پذیرش برسیم که همه چیز می گذرد و دوباره باز می گردد.

اوضاع گاهی اوقات بدتر می شود . ما عادت داریم برای عزت نفسمان تلاش کنیم.  این وابسته بودن عزت نفس به تلاش هایمان باعث می شود مانند بابون ها که پستاندارهایی هستند که  طبقه بندی قدرتی  دارند به نظر برسیم. وضعیت زندگی برای بابون هایی که در رده های پایین هستند بسیار دشوار است اما شده است تا به حال شما خود را با دیگران مقایسه کنید، نسبت به آن ها احساس حسادت یا برتری کنید؟ آیا شده است که دقت کنید که چه کسی زیباتر، چه کسی پولدار تر و جذاب تر است . این فهرست تا ابد ادامه دارد.اگر به این فهرست نگاه کنید متوجه می شوید که بسیار یا از نارضیتی های  شما ناشی از همین مسائل است. به عنوان انسان هرگز نمی توانی پایگاه اجتماعی کاملا مشخصی داشته باشیم زیرا پیوسته در حال تغییر این معیار ها هستیم. این نگاه طبه بندی و تقسیم کردن باعث می شود که مثل بابون های نر دچار آسیب شویم. متون کهن ذهن آگآهی اشاره می کند که برای کاهش اضطراب به اصل بزرگ پذیرش  توجه کنید و از سوی دیگر به مفهومی بزرگتر یعنی تمرکز کردن به حال بپردازد به لحظه ای بعد از تمام شدن اکنون نیندیشید چون در هر لحظه ایی  که قرار دارید اکنون  و اکنون است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده + هشت =