کد خبر: 1129
تاریخ انتشار: اسفند 14, 1399
گروه : اضطراب

نگرانی کارساز و نگرانی دردسر ساز

نگرانی کارساز و نگرانی دردسر ساز

نگرانی کارساز و نگرانی دردسر ساز

بسیاری از افراد نگران نمی توانند قبول کنند که نگرانی بی فایده است. پذیرش بی فایده بودن نگرانی برای آنها بسیار سخت است. علاوه بر این، افراد نکران معتقدند که نگرانی می تواند کاتالیزور مفیدی برای آماده سازی آنها و جلوگیری از حوادث منفی باشد. هدف درمان اسن نیست که بیماران تمام نگرانی های خود را کنار بگذارند، بلکه بایستی نگرانی کارساز و دردسرساز را از یکدیگر تمایز دهند و نگرانی های کارساز را به راه حل تبدیل کنند.

 

اضطراب هستی

 

 

 تصور کنید که قرار است. ۷۰ کیلومتر رانندگی کنید. شما ممکن است این سفر را با نگرانی کارساز آغاز کنید مثل آیا ماشین به اندازه کافی بنزین دارد؟ آیا روغن و آب رادیاتور ماشین را چک کرد. آیا مسیر را می شناسم؟ آیا زمان کافی برای رسیدن به آنجا دارم؟ این نگرانی ها کارسازند، چون نوعی دوراندیشی محسوب میشوند و هدفشان حل مسایل یا حوادثی است که در طی سفر، احتمال وقوع آنها وجود دارد. اگر این مسایل را بررسی نکنید، ممکن است اتفاق بیفتند و از همه مهمتر این که قابل حل اند. در مقابل، تصور کنید که زنجیره افکار شما بدین سمت سوق پیدا کند: ” چه می شود اگر در حین رانندگی، دچار حمله قلبی شوم؟ چه میشود اگر لاستیک ماشین پنچر شود؟” چه می شود اگر در حین رانندگی خوابم ببرد؟ “چه میشود اگر من به مسافرت بروم و همسرم با یک نفر دیگر قرار و مدار بگذارد؟ احتمال وقوع هرکدام از این نگرانیها وجود دارد، امّا تا حدودی غیرممکن است که رخ بدهند. این نگرانی ها فاجعه بار هستند و به حوادثی اشاره دارند که شما کنترل کمی بر انها دارید. من تمایز بین نگرانی های کارساز و دردسرساز را با تمایز بین فهرست انجام کارها و فهرست چه میشود اگر مشخص می کنم. فهرست انجام کارها منجر به کارهای منطقی می شود. به عنوان مثال، می توانم بنزین، روغن و آب رادیاتور ماشین را چک کنم، برای تعیین مسیر، نقشه بخرم، برای این که ببینم سفرم چقدر طول خواهد کشید با دوستم تماس بگیرم . این اقدامات دوراندیشانه هستند. در مقابل، نگرانی درباره وقوع حمله قلبی، پنچر شدن لاستیک، خواب رفتن هنگام رانندگی و بی وفایی همسر منجر به فهرست انجام کارها نمی شود. افتادن در دام افکار چه می شود اگر، تنها به حس درماندگی و بدبختی مسیر میشود. این نگرانیها، دردسرساز هستند، چون به حل مشکل کمکی نمی کنند.

با این حال، همه سؤالات چه می شود اگر دردسرساز نیستند. بعضی از این سؤالات می تواند به فهرست انجام کارها منجر شود. به عنوان مثال، چه میشود اگر کامپیوترم خراب شود؟ معلوم است، تمام فایلهایم گم می شود. این نگرانیها میتوانند به سوالات تبدیل شوند: چه کار می توانم بکنم که از سلامت فایلهایم در کامپیوتر مطمئن شوم ؟ این سوال سودمندانه منجر به عمل کپی برداری از فایلها میشود.

 نگرانی های دردسرساز معمولاً به گونهای تأیید ناپذیر بیان می شود: نمی تاونم باور کنم که این حادثه رخ بدهد. یا احساس می کنم این وضعیت خیلی مزخرف است و نمی توانم آن را تحمل کنم. این اندیشناکی ها منجر به تداوم و تشدید اضطراب می شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 3 =