کد خبر: 675
تاریخ انتشار: اسفند 12, 1399
گروه : افسردگی

افسردگی پنهان

افسردگی پنهان

افسردگی پنهان

افسردگی غالبا بیماری زنانه در نظر گرفته می شود. زیرا بر زنان بیشتر از مردان تاثیر می گذارد و میزان ابتلا افسردگی در زنان نسبت به مردان 4 به1است. با این حال افسردگی مردان می تواند شایع تر از آنچه به نظر می رسد باشد. بسیاری از مردان سعی می کنند وضعیت خودشان را پنهان کنند، با این طرز تفکر که رفتار دمدمی، یک رفتار غیر مردانه است. مطالعات ملی در امریکا نشان می دهد که پزشکان در 70 درصد مواقع افسردگی را در مردان اشتباه تشخیص می دهند به همین دلیل هم افسردگی در مردان پنهان باقی می ماند این به خاطر تمایل مردان به این مسئله است که افسردگی را به صورت دیگر بیان می کنند.

تحقیقات نشان می دهد ک زنان معمولا ناراحتی را درونی می کنند،در حالی که مردان آن را بیرونی می کنند. زنان افسرده بیشتر تمایل دارند که در مورد مشکلاتشان صحبت کنند و به کمک تحصصی دست پیدا کنند، مردان افسرده اغلب تحمل کمتری برای درد درونی دارند و برای رهایی از این درد دست به انجام رفتار هایی مثل مصرف مواد و الاکل می زندد.

افسردگی مردان به دلیل دفاع هایی که مردان بر علیه افسردگی خود به کار می گیرند اشکار نیست، آنچه ریل افسردگی پنهان نامید. افسردگی پنهان سه علامت  اساسی دارد:

  1. مردان برای فرار از درد اقدام به مصرف بیش از اندازه ی الکل و مواد می کنند ممکن است به شدت کار کنند و یا روابطی خارج از چهارچوب ازدواج داشته باشند.
  2. آنها از افراد محبوب خود منزوی می شوند و ا ان ها دوری می کنند.
  3. آنها ممکن است تحریک پذیر و خشن تر بشوند و به طبع آن به دیگران حمله کنند و به آن ها آسیب بزنند.

 

 

 

 

 

همچنین علل افسردگی در زنان و مردان متفاوت است. در حالی که زنان افسرده اغلب احساس عدم توانمندی می کنند، مردان افسرده احساس قطع ارتباط از نیازهایشان و از دیگران می کنند. این مسئله از دوران کودکی شروع می شود. این مسئله از دوران کودکی شروع می شود، به طوری که از ابتدا جامعه به پسران دور شدن از مادران، هیجان ها و عواطف و آسیب پذیریهایشان را آموزش می دهند.

برقراری مجدد ارتباط امری کلیدی است. درمان ابتدا به حل خشونت یا رفتار های خود درمانی – روابط خارج از روابط زناشویی، نوشیدن افراطی الکل و کار افراطی – نیاز دارد به طوری که بتوان با شرایط زیر بنایی دست و پنجه نرم کرد . اما درمان نهایی بر برقرار کردن مجدد ارتباط استوار است. آرمان زهد مردانه و متعاقب آن انزوا ، ریشه در افسردگی مردان دارد. صمیمت پایدارترین راه حل است.

پسران و مردان صدمه و آسیب را درونی سازی می کنند. درواقع بر اساس آموزش هایی که پسران در جوامع سنتی تحت عناوین شجاعت ، قدرت، مردانگی و…  از آن ها برخوردار شده اند باعث می شود نه تنها احساس غم و تنهاییی که احساس غالب اختلال افسردگی است، سایر هیجانات که از نظر فرهنگی آنان را به سمت موارد منع شده فرهنگی که باعث خدشه دار شدن هویت مردانه می شود، را نیز بیان نکنند و در این حالت تلنبار شده ی احساسات روانی که به صورت سرکوب شده در درون فرد وجود دارد فرد به سمت اختلالات روانی برود که در عین حال کاملا پنهان هستند. مانند افسردگی پنهان.

راه درمان برا این ارتباط تلاش و کمک به فرد برای رهایی از حالت انزوا و تلاش بر پایه ایجاد ارتباط مجدد و ترمیم این ارتباط می باشد باید تلاش کرد که الگو های رفتاری و فکری که مانع از بیان احساسات و ارتباط گیری می شود در فرد از بین برود و الگو های جدید ارتباطی در ذهن فرد جای خود را باز کند. باید به فرد آموزش داد که احساسات خود را بپذیرد و از این طریق به مشاهده احساست خود بنشیند و همه ی احساسات خود را بدون این که آن ها را سرکوب کند تمام احساسات را بپذیرد و بر مبنای آن مجددا ارتباط بگیرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت + نه =